به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






عمر و ابوبكر قبل از اسلام چگونه بودند؟

پاسخ: ابوبكر پيش از اسلام(به نقل از منابع اهل سنت)
ابوبكر بن ابي قحافه از طايفه تميم است و اين طايفه قبل از اسلام موقعيتي نداشت.وقتي كه ابوبكر بر سر كار آمد , ابوسفيان گفت :چه شده است كه حكومت به دست ذليل ترين و كم جمعيت ترين طايفه افتاده است ؟
ابوقحافه پدر ابوبكر و پسرانش، از بردگان عبدالله بن جدعان و از تبار حبشي بودند و هنگامي كه ابوبكر از بردگي آزاد شد نام او را عتيق گذاشتند.( الطبقات ج 3 ص 170.)
عبد الله بن جدعان صاحب بزرگترين كانون جهت توليد اطفال و كودكان ( غير مشروع ) بود. او مالك دهها كنيزي بود كه آنان را به مردان عرضه مي كرد كه از آنان حامله مي شدند سپس كودكان را به پدران يا به بيگانگان مي فروخت. (مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ج 5 ص 254- المعارف ابن قتيبه ص 576. - مروج الذهب مسعودي ج 2 ص 282.)
بنا به نوشته مورخان، ابوبكر پيش از اسلام به بازرگاني (در رشته بزازي) اشتغال داشت. ولي بر پايه برخي روايات او شير دوشي مي كرد و از اين راه درآمد به دست مي آورد برخي مورخان نيز گفته‌اند وي كسب و كاري بي اهميت داشته است.

عمر قبل از اسلام (به نقل از منابع اهل سنت)
شغل اصلى او چنانكه تاج العروس از آن نام مى برد مبرطش بوده است . سپس مبرطش را چنين معنا مى كند : مبرطش كسى بوده است كه براى كسانى كه مى خواستند الاغ كرايه كنند دلالى مى كرده و برايشان الاغ تهيه مى كرده است .
عمر بن الخطاب طبق شهادت بزرگان اهل سنت ، از كساني بود كه در برابر دين اسلام و پيامبر گرانقدر اسلام مقاومت شديدي مي‌كرد و هر كسي را كه مسلمان مي‌شد آزار و شكنجه قرار مي داد ؛ تا آن جا كه بسياري از مشركين از ترس وي اسلام نمي‌آوردند و يا اسلام خود را مخفي مي‌كردند و اگر اسلام آنان علني مي شد توسط عمر بن خطاب شكنجه مي‌شد .
عبد الله بن عامر بن ربيعه از مادرش ليلى نقل مى كند كه گفت : عمر از سختگير ترين مردمان در مورد اسلام آوردن ما بود ( مانع ما مى شد ) ؛ وقتى كه خواستيم به حبشه برويم عمر به نزد من آمد در حاليكه من بر شترى بودم و مى خواستم كه به راه بيفتم ؛ پس گفت : اى أم عبد الله به كجا مى روى ؟ پاسخ دادم : شما ما را به خاطر دينمان آزار داديد ؛ پس در زمين خدا به جايى مى رويم كه به خاطر بندگى خدا آزار نشويم ! پس گفت : خدا همراه شما باشد ؛ پس شوهرم عامر بن ربيعة به نزد من آمد و او را از آنچه كه ديده بودم يعنى آرام شدن عمر ، با خبر كردم ؛ پس او به من گفت : آيا اميد دارى كه اسلام بياورد ؟ پاسخ دادم : آرى ؛ گفت : قسم به خدا او اسلام نمى آورد تا اينكه الاغ خطاب هم اسلام آورد ( يعنى حتى اگر الاغ هم اسلام بياورد او اسلام نمى آورد ) از بس كه بر مسلمانان سخت گير بود .(تاريخ الإسلام ، ذهبي ، ج1 ،‌ ص181 و الكامل في التاريخ ، ج2 ،‌ ص 84 و البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 3 ، ص 100 و المستدرك ، الحاكم النيسابوري ، ج 4 ، ص 58 – 59 و السيرة النبوية ، ابن كثير ، ج 2 ، ص 32 – 33 و سيرة النبي (ص ) ، ابن هشام الحميري ، ج 1 ، ص 229 و ... ).



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است