به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






احادیث بلا و آزمایش

احادیث این بخش باتوجه به منابع ذکر شده در نرم افزار "جامع الاحادیث نور" بازبینی و بروز شده اند.

خدای عز و جل بندگانی در زمین دارد و در بین بندگان خالصش، کسانی هستند که هر نعمتی از آسمان به زمین فرود آید، آن را از ایشان باز دارد و به دیگران دهد، و هر گرفتاری که نازل شود، بر ایشان فرود آورد.



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

حضرت امام محمد تقي جوادالأئمه (ع)

امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجري در مدينه ولادت يافت .
نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقي است .
القاب ديگري مانند : رضي و متقي نيز داشته ، ولي تقي از همه معروفتر مي باشد . مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگي آن حضرت ثبت است .
امام محمد تقي (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت .



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

دهمین مهر سپهر امامت : زندگینامه امام هادی

امام هادی علیه السلام فرمود:, خداوند متعال می داند که ما در نیازها جز به ذات پاکش به هیچ کس پناه نمی بریم و در گرفتاری ها تنها به خدا توکّل می کنیم، هرگاه از درگاه او درخواستی کنیم، اجابت می کند. می ترسیم از این که به غیر او متوجّه شویم، خداوند توجّه و عنایتش را از ما برگرداند.



منبع این نوشته
برچسب ها : امام هادی ,
اشتراک گذاری مطلب

ده حدیث تبری و تولی

1- حضرت امیرالمؤمنین علیه الصّلاة والسّلام فرمودند:

خدا پسر خطاب را لعنت کند، اگر او نبود هیچکس مرتکب زنا نمی شد، مگر مرد و زن شقی، چون مسلمانان به واسطه متعه، نیازی به زنا نداشتند.

 

بحارالأنوار، جلد ‏۵۳، صفحه ۲۲


2- امام باقر علیه السلام فرمودند: بزرگترین گناه کبیره از آن شخصی است که می گوید:من بیزارم از کسی که از ابوبکر و عمر بیزاری می جوید!!!

 

مستدرک الوسائل: جلد ۱۱، باب ۴۶، حدیث ۱۴، صفحه ۳۵۸

3- رسول خدا فرمودند:

 

هر کس با علی (علیه السلام) مخالفت کند (در امر خلافت و ولایت) ملعون است.

 

بحار الانوار، جلد ۳۷، صفحه ۲۰۷


4- امام باقر علیه السلام فرمودند:

 

امام زمان (عج) وارد مسجد (النبی)  می شود ، سپس ازرق (ابوبکر) و زریق (عمر) را از قبر خارج می کند و آن ها را با باقی مانده همان هیزمی که برای سوزاندن علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) جمع کردند می سوزاند که این هیزم نزد ماست و از یکدیگر به ارث می بریم (تا برسد به دست قائم آل محمد (عج))

 

دلائل الامامة ، صفحه ۴۵۵


5- حضرت زهرا سلام الله علیها به ابوبکر فرمودند: به خدا سوگند در هر نمازی که می خوانم تو را نفرین می کنم!

 

الإمامة و السیاسة ، جلد ۱ ‏، صفحه ۲۳


6- پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله می فرمودند:

 

کسی که از لعن کردن بر آن کسانی که خداوند لعنشان نموده احساس گناه کند ، پس لعنت خدا بر او باد.

 

رجال الکشی، صفحه ۴۳۹، حدیث ۱۰۱۲


7- مولای ما امام باقر علیه السلام فرمودند:

کسی که مخالف ولایت علی علیه السلام باشد، فرقی نمی کند نماز بخواند یا اهل زنا باشد.

 

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، صفحه ۲۵۱، حدیث ۱۷



8- عثمان (لعنت الله علیه) به امیرالمومنین (علیه السلام) گفت:

ای اباالحسن آیا تو و این یارانت حدیثی درمورد من نزد خدا دارید؟

امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود :

آری ، شنیدم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تو را دو بار لعنت کرد ولی بعد از آن از خداوند متعال برایت طلب بخشش نکرد.

عثمان (لعنت الله علیه) عصبانی شده و گفت:

مرا با تو چه کاری است؟ که نه در در زمان پیامبر و نه بعد از او رهایم نمی کنی.

امیرالمومنین (علیه السلام) پاسخ داد:

آری ، خداوند بینی ات را به خاک بمالد!

 

کتاب سلیم بن قیس الهلالی ، تحقیق محمد باقر الأنصاری الزنجانی ، نشر الهادی ، قم ، ایران  ، حدیث ۴ ، صفحه ۱۶۲ .

 

9- امام صادق علیه السلام می فرمایند:

 

برای ما حقی است که غصب شد توسط کسانی که معدن ابنه (لواط) بودند!!!

 

 

 

زهرالربیع، صفحه ۲۲۵

 


10- از امام صادق علیه السلام روایت شده است:

فلق، چاهی است در جهنّم، که اهل جهنّم از شدّت حرارتِ آن استعاذه می نمایند و از خدا طلب می نمایند که نَفَسی بکِشند. چون نَفَس کشید، جمیع جهنّم را سوزانید. در آن چاه صندوقی از آتش است، که اهل آن چاه از حرارت آن صندوق استعاذه می نمایند؛ و آن؛ تابوتی است، که در آن تابوت، شش کس از پیشینیان و شش کس از پَسینیان جا دارند. امّا شش نفر اوّل: پسر آدم است (قابیل) که برادر خود را کُشت؛ نمرود که ابراهیم (علیه السلام) را در آتش انداخت؛ فرعون و سامری که گوساله پرستی را در دین خود رواج داد؛ آن کسی (یعنی یهودا) که یهود را پس از پیغمبرشان گمراه کرد؛ و آن کسی (یعنی پولس) که نصاری را را بعد از پیغمبرشان گمراه کرد و امّا آن شش نفر آخر: ابوبکر ، عمر ، عثمان ، معاویه ، سرکرده خوارج نهروان و ابن ملجم.

 

عین الحیات، علامه مجلسی رضوان الله علیه، صفحه ۴۰۸

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

آخرین وداع پیامبر با یاران

در یكی از روزهای بیماری در حالی كه سرش را با پارچه‌ای بسته بود و علی علیه السلام و فضل بن عباس زیر بغلش را گرفته بودند و پاهایش بر زمین كشیده می‌شد، وارد مسجد شد و روی منبر قرار گرفت و شروع به سخن فرمود و گفت: مردم وقت آن رسیده است كه من از میان شما غائب گردم، اگر به كسی وعده داده‌ام، آماده‌ام انجام دهم و هر كس طلبی از من دارد، بگوید تا بپردازم. در این موقع مردی برخاست و عرض كرد: چندی قبل به من وعده دادید كه اگر ازدواج كنم، مبلغی به من كمك كنید، پیامبر فورا به فضل دستور داد كه مبلغ مورد نظر او را بپردازد و از منبر پایین آمد و به خانه رفت. سپس روز جمعه، سه روز پیش از وفات خود، بار دیگر به مسجد آمد و شروع به سخن نمود و در طی سخنان خود فرمود: هر كسی حقی بر گردن من دارد برخیزد و اظهار كند، زیرا قصاص در این جهان، آسان‌تر از قصاص در روز رستاخیز است.(1)

در این موقع سوادة بن قیس برخاست و گفت: موقع بازگشت از نبرد "طائف" در حالی كه بر شتری سوار بودید، تازیانه خود را بلند كردید كه بر مركب خود بزنید، اتفاقا تازیانه بر شكم من اصابت كرد، من اكنون آماده گرفتن قصاصم.

درخواست پیامبر یك تعارف اخلاقی نبود؛ بلكه جداً مایل بود حتی یك چنین حقوقی را كه هرگز مورد توجه مردم قرار نمی‌گیرد جبران نماید. گذشته از این، چون اصابت تازیانه بر شكم سواده عمدی نبود، از این نظر او حق قصاص نداشته است، بلكه با پرداخت دیه‌ای جبران می‌گردید. مع الوصف پیامبر، خواست، نظر وی را تامین كند.

پیامبر دستور داد، بروند همان تازیانه را از خانه بیاورند، سپس پیراهن خود را بالا زد تا سواده قصاص كند. یاران رسول خدا با دلی پر غم و دیدگانی اشكبار و گردن‌های كشیده و ناله‌هایی جانگداز، منتظرند كه جریان به كجا خاتمه می‌پذیرد؛ آیا سواده واقعا از در قصاص وارد می‌شود؟ ناگهان دیدند سواده بی اختیار، شكم و سینه پیامبر را می‌بوسد؛ در این لحظه پیامبر او را دعا كرده، گفت: خدایا! از سواده بگذر، همانطور كه او از پیامبر اسلام در گذشت.(2)

فروغ ابدیت جلد2، صفحات 864- 865 (با اندكی تغییر)



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

سلیم موذن زاده مداح شهیر اردبیلی درگذشت

سلیم موذن زاده مداح نامداراردبیلی صبح سه شنبه در سن 80 سالگی دار فانی را وداع گفت.

 به گزارش ایران اکونومیست؛ مدیرکل فرهنگ وارشاد اسلامی استان اردبیل گفت: سلیم موذن زاده مداح اهل بیت صبح امروز به علت بیماری قلبی درگذشت. 
ناصر اسحاقی ضمن تسلیت به خانواده آن مرحوم، افزود: اردبیل یکی از مفاخر مذهبی و حسینی خود را از دست داد. 
وی اضافه کرد: زمان تشییع و خاکسپاری پیکر مرحوم سلیم موذن زاده متعاقبا اعلام می شود . 
سلیم موذن زاده اردبیلی در سال 1315 خورشیدی در محله تازه شهر اردبیل چشم به جهان گشود. صدای خوب در خانواده وی موروثی بوده وˈشیخ فرج اردبیلیˈ پدر بزرگ ؛ ˈشیخ کریمˈ پدر استاد سلیم و تمام برادرانش به نام های شادروانان نعیم ؛ رحیم و داوود موذن زاده اردبیلی از صدای بسیار خوب برخوردار بودند که همه آنان از این نعمت الهی در راه ترویج مکتب اهل بیت (ع) بخصوص مناقب و مصائب چهارده معصوم (ع) و عزاداری های محرم بهره جسته اند. 
مرحوم سلیم موذن زاده اردبیلی بیش از 60 سال از عمر خویش را صرف اجرای برنامه های نوحه خوانی و مداحی کرد.
توانایی بی وصف در اجرای برنامه های گوناگون مداحی ، نوحه خوانی ، مولود خوانی ، اذان و قرائت قرآن مجید از دوران نوجوانی وی را در ردیف یکی از مطرح ترین افراد در این رشته ها قرار داده است. 
آن مرحوم بطور متوسط روزانه پنج ساعت از عمر خود را صرف مداحی کرده و بیش از 2 هزار و 500 عنوان نوار کاست مربوط به برنامه های او از زمان پیدایش ضبط صوت تاکنون به زبان های عربی ، فارسی و آذری موجود است.


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

زندگینامه امام جعفرصادق(ع)

در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روایات و وقایع بسیار زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی خود بسیاری از افراد را به راه صحیح هدایت فرمود، به گونه ای که پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند.



منبع این نوشته
برچسب ها : حضرت ,
اشتراک گذاری مطلب

ویژه نامه امام محمد باقر

زندگینامه امام محمد باقر(ع)

نام مبارك امام پنجم محمد بود .

لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .

القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

كنيه امام ابوجعفر بود .

مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .

بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسين ( ع ) ميرسيد .

پدرش حضرت سيدالساجدين , امام زين العابدين , على بن الحسين ( ع ) است .



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

شرح شهادت امام رضا (ع) در منابع اسلامي

عده‌اي از علماي اهل سنت بر اين باورند كه امام رضا (ع) مسموم شده است و عامل جنايت، عباسيان اما شخصي غير از مأمون، بوده است. براي مثال؛ ابن‌جوزي مي‌گويد: «وقتي عباسيان ديدند خلافت از دست آنها خارج شد (به واسطه ولايت‌عهدي) و به دست علويان افتاد، امام رضا (ع) را مسموم كردند.» اين قول نيز چندان صحيح به نظر نمي‌رسد؛ زيرا «بيشتر مورخان و راويان اجماع دارند كه مأمون سم را به امام (ع) داده نه غير او.»



منبع این نوشته
برچسب ها : امام ,
اشتراک گذاری مطلب

پاسخ به نظر یکی از بازدیدکنندگان

وای بر صیغه. وای بر عقدی که معلوم الآخر است. وای بر ترویج دهندگان زنا

----------------------------------

با سلام من مدیر وبلاگ سنی کلوب هستم و از شما تقاضا دارم مذهب خودتون رو مشخص کنید چون در وبلاگ یاد شده شما نظری دادید
برای همین میخوام مذهب و دین خودتون رو معرفی کنید
نظر شما در صفحه اصلی وبلاگ قرار داده شده و تا بازدید کنندگان عزیز وبلاگ سنی کلوب نظر شما را مشاهده کنند

چون در مورد صیغه نظری دادید که به نظرم رسید مخالف هستید اما پستهای شما در مورد اعتقادات شیعیان هست

http://sunnicloob.blogfa.com/



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

تولد حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به اعتراف بزرگان اهل سنت + بخش دوم

سبط بن الجوزي الحنفي (متوفاى654هـ):

سبط بن جوزي حنفي، در کتاب تذکرۀ الخواص فصلي را به امام زمان عليه السلام و مشخصات آن حضرت اختصاص داده است:

ذكر أولاده منهم محمد الإمام

فصل في ذکر الحجة المهدي

محمد بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب ، وكنيته أبو عبد الله وأبو القاسم وهو الخلف الحجة صاحب الزمان القائم والمنتظر والتالي وهو آخر الأئمة ، وقال : ويقال له ذو الإسمين محمد وأبو القاسم قالوا : أمه أم ولد يقال لها : صقيل.

بحث فرزندان امام عسکري که يکي از آن‌ها امام محمد است.

فصلي در باره حجت و مهدي

محمد بن الحسن بن علي ....  کنيه‌اش ابو عبد الله و أبو القاسم است . او همان خلف حجت، صاحب الزمان، قائم، منتظر و آخرين نفر از ائمه است. برخي گفته‌اند که او دو اسم داشته: يکي محمد و ديگري ابو القاسم . گفته‌اند که مادرش کنيز بوده که به او صقيل مي‌گفته‌اند... .

تذكرة الخواص، ص363 -364.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

به مناسبت 9 ربیع الاول

یکی از مسائلی که جماعت مخالفین بر شیعیان حیدر صفدر سلام الله علیها وارد می کنند این است که چرا شیعیان صحابه و عایشه را تکفیر می کنند ، و می گویند که در قرآن آیات زیادی در شأن صحابه نازل شده است مثلا آیه ۱۰۰ سوره توبه و ۶ احزاب که آیه ۱۰۰ توبه درباره انصاری می باشد که زیر درخت حدیبیه با رسول خدا بیعت کردند و پیمان شکنی نکردند و ۶ احزاب که می گوید همسران پیامبر مادران مومنان هستند. در این پست بر آنیم تا از معتبرترین کتب خود جماعت اهل تسنن برای شما ثابت کنیم که به اعتراف خود عایشه هیچ آیه ای در قرآن در شأن او و پدرش ابوبکر و خاندان آنها نازل نشده است جز آیه ی عذر عایشه یا همان آیه ی افک.

این مطلب در کتاب صحیح بخاری - چاپ المطبعة الامیریة - جلد ۶ - کتاب التفسیر - باب تفسیر سوره احقاف - صفحه ۱۳۳ موجود می باشد.

جلد ۶ و صفحه ۱۳۳ کتاب صحیح بخاری

 

ترجمه حدیث : از يوسف بن ماهك نقل شده است كه معاويه بن أبى سفيان، مروان را به حكومت حجاز منصوب كرده بود، مروان خطبه خواند و در آن از يزيد بن معاويه نام برد تا براى حكومت بعد از پدرش از مردم بيعت بگيرد. عبد الرّحمن بن أبى بكر چيزى گفت، مروان گفت: او را بگيريد. عبد الرّحمن وارد خانه ی عایشه شد و آن‌ها نتوانستند او را دستگير كنند. مروان گفت: او كسى است كه خداوند اين آيه را درباره او نازل كرده است: و آن كس كه به پدر و مادر خود گويد:اف بر شما، آيا به من وعده مى‏دهيد كه زنده خواهم شد تا اخر ایه. عایشه از پشت پرده گفت: هيچ چيزى از قرآن را خداوند درباره ی ما خاندان نازل نکرده است؛ مگر اين كه خداوند،عذر مرا نازل كرده است. ( اشاره به آیه ی افک )

منابع بیشتر :

۱ ـ در المنثور ، جلد ۷ ، صفحه ۴۴۴ ، ناشر : دار الفکر - بیروت لبنان

۲ ـ فتح الباری شرح صحیح البخاری ، جلد ۸ ، صفحه ۵۷۷ ، ناشر : دار المعرفه - بیروت

نتیجه : ۱ ـ با این اعتراف عایشه ثابت شد که هیچ آیه ای در شأن او و خاندان آنها در قرآن موجود نیست.

۲ ـ با این اعتراف ثابت شد که عایشه ام المومنین نمی باشد و ابوبکر نیز از آیه ۱۰۰ سوره توبه مجزا می شود.

۳ ـ به اعتراف خود عایشه خداوند آیه عذر او ( افک ) را در قرآن نازل کرده است که به ماریه ی قبطیه یکی از همسران پیامبر تهمت زنا زده بود.

۴ ـ آیا با این اعتراف ، جماعت اهل تسنن باز هم می گویند در قرآن در شأن ابوبکر و عایشه و خاندانش آیه وجود دارد؟

جماعت اهل تسنن لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

جهل عمر بن خطاب در قرائت قرآن ( از کتب اهل تسنن )

یکی از مسائل بسیار مهمی که بین ما شیعیان و جماعت مخالفین مطرح است این است که عمر عالم به احکام اسلام و قرآن می باشد و به همین دلیل او خلیفه بر حق رسول خداست و معتقدند که هیچ جهلی نسبت به قرآن کریم نداشته است و عالم کامل به این کتاب شریف می باشد. در حالی که علمای انها تصریح دارند که عمر حتی در قرائت نماز هم جاهل است و حتی جاهل به خواندن سوره فاتحه می باشد. در حالیکه او کوچکترین مسائل قرآن را بلد نیست و نسبت به کلام خدا جاهل کامل میباشد. توجه شما را به این پست جلب می کنم.

این مطلب در کتاب درالمنثور - چاپ مرکز هجر - جلد ۱ - تفسیر سوره فاتحه آیه ۷ - صفحه ۸۱ موجود می باشد.

تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۸۱ کتاب درالمنثور می باشد.

( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )

ترجمه حدیث : عمر بن خطاب آیه ۷ سوره فاتحه را این طور می خواند : سراط من انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و غیر الضالین.

منابع بیشتر :

۱ ـ المصاحف ابن ابی داوود ، ج ۱ ، ص ۱۴۶ ، ح ۱۱۸

نکات این مبحث : ۱ ـ از کتب معتبر جماعت مخالفین ثابت شد که عمر آیه ۷ سوره فاتحه را اشتباه می خواند و جاهل به قرآن کریم است.

۲ ـ از این حدیث ثابت شد که عمر قائل به تحریف قرآن کریم است و آن را تحریف کرده است و سوره قرآن کریم را تغییر داده است ، پس بدعتگذار کافر است و ثابت می شود که عمر کافر می باشد.

۳ ـ آیا کسی که حتی نماز خواندن و قرآن خواندن را نمی داند لایق جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می باشد ؟؟ قطعا چنین نیست.

۴ ـ آیا کسی که قرآن خواندن بلد نیست می تواند جدا کننده حق و باطل باشد ؟؟ کسی که خودش قرآن را غلط می خواند چطور می تواند حق را از باطل جدا کند ؟؟

۵ ـ جماعت مخالفین شما می گویید عمر از یاران رسول خدا و از نزدیکان حضرت بود ، چطور او با این همه دوستی و یاری رسول خدا این قدر به قرآن کریم جاهل است و حتی ساده ترین مسئله را یاد نگرفته است و قرآن را اشتباه می خواند ؟؟

جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

منع عمر بن خطاب از نامگذاری به نام محمد ( از کتب اهل تسنن )

امیدوارم که جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام کمی تعقل نمایند و قضاوت کنند که آیا واقعا آنها پیرو سنت رسول خدا هستند یا بر خلاف سنت رسول خدا عمل می کنند. در این پست به بیان مطلبی تحت عنوان منع عمر بن الخطاب از نامگذاری افراد به نام محمد می پردازیم.

این مطلب در کتاب عمدة القاری - چاپ دار الفکر - جلد ۱۵ - کتاب الخمس - باب قول الله تعالی فإن لله خمسه و للرسول - صفحه ۳۹ - حدیث ۲۳ موجود می باشد.

تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۳۹ و حدیث ۲۳ کتاب عمدة القاری می باشد.

( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )

ترجمه حدیث : عمر به اهل کوفه نامه نوشت که هیچ کس نامش را همنام پیامبر نگذارد و به مردم مدینه امر می کرد که هر کس نامش به نام محمد است باید نامش را تغییر بدهد.

منابع بیشتر :

۱ ـ فتح الباری ، ج ۱۰ ، ص ۵۷۲ ناشر : دار المعرفة ، بیروت

۲ ـ فیض القدیر ، ج ۳ ، ص ۳۲۴ ناشر : دار الکتب العلمیة ، بیروت

نکات این مبحث : ۱ ـ از کتب معتبر مخالفین ثابت شد که عمر امر می کرد که هر کس به نام محمد اسم گذاری شده است باید نامش را تغییر بدهد ، که این عمل دشمنی واضح و آشکار با رسول خداست و دشمنی با رسول خدا کفر است و کافر در آتش جهنم است ، پس عمر در جهنم است.

۲ ـ مگر قرآن کریم نمی فرماید : ( و لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة ) ، آیا از نظر عمر رسول خدا اسوه ی حسنه نیستند ؟ اگر جماعت مخالفین بگویند که رسول خدا اسوه حسنه نیستند پس خود آنها هم کافر هستند ، اگر بگویند هستند پس عمر در اینجا کافر و جهنمی محصوب می شود.

۳ ـ آیا کسی که به این شکل با رسول خدا صلی الله علیه و آله دشمنی می کند و حتی از نامگذاری افراد به نام ایشان هم جلوگیری می کند ، لایق جانشینی پیامبر است ؟؟!!

جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ادعاهای خنده دار و عجیب در صحیح بخاری

در میان کتب روائی و فقهی اهل سنت ،شش کتاب است(1)که از اهمیت خاصی بر خوردار است و عنوان امهات کتب اهل سنت شمرده می شود ،به همین جهت آن را صحاح سته نامیده اند . از میان این صحاح شش گانه ،صحیحین (صحیح بخاری و مسلم )نزد علمای اهل سنت از اهمیت مضاعفی بر خوردار است .به طوری که در مقام استدلال با خصم اگر روایتی در این دو کتاب یافت نشود ،آن را قابل طرد می دانند و در مقابل هم اگر روایتی در این دو کتاب یافت شود ،معامله روایت صحیح با او می شود.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

دعوت به مناظره

سلام و درود خدمت شما برادر
بله من مخالف صیغه ی عقدی هستم که آخرش یا بهتر بگویم طلاقش معلوم و قطعی است. خدمت شما عرض کنم من اهل مذهب بازی نیستم( البته این بدان معنا نیست که پیروان مذاهب مختلف گمراهند)
من مسلمان و پیرو ادیان الهی هستم. اگر یک آیه از قرآن را بیاورید که میگوید با هم تفرقه کنید و دین را به مذاهب مختلف تقسیم کنید من هم به یکی از مذاهب میگروم. درضمن در مورد عقد موقتی آیه ای از قرآن دارید یا از خود فتوا داده اید؟ یا اینکه در دین کاستی و کجی بود که خواستید آن را محکم و راست کنید؟ این جمله ی آخر به گوشتان آشنا نیامد؟
از خداوند قهار عاجزانه خواستارم که ما را از یاران مهدی موعود قرار دهد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------
پاسخ به نظر بازدیدکننده

باسلام اگر تمایل دارید با هم گفتگویی پیرامون بوجود آمدن مذاهب اسلامی داشته باشیم



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

دعوت به مناظره از وبلاگهای اهل سنت و وهابی

همانطور که در مطالب ابتدایی وبلاگ مطلبی پیرامون درخواست از وبلاگهای اهل سنت به مناظره را می بینید هنوز از تاریخ 16 اسفند 94 تا به امروز هیچ پاسخی دریافت نشده است . این هست قدرت شمشیر حیدری که با ضربه های کاری جرات رویارویی عمری ها با پیروان اهل بیت پیامبر را ندارند و با ادله های محکم شیعیان حیدر توانایی دفاع از خلیفه غاصب خود را ندراند. عدم توانایی عمری ها از دفاع ادله های شیعیان از کتب معتبر خودشان میتواند دلیلی بر ظلالت و گمراهی اهل سنت از مسیر پیامبر باشد . به امید روزی که حضرت مهدی عجل الله به تنهایی در مقابل اهل سنت مناظره نماید. یا حیدر



منبع این نوشته
برچسب ها : مناظره ,
اشتراک گذاری مطلب

تولد حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به اعتراف بزرگان اهل سنت + بخش اول

اعتقاد به ظهور منجي در آخر الزمان ، باوري است همگاني که تمام اديان الهي و حتي غير الهي بر آن تأکيد دارند.

در ميان مسلمانان از اين اعتقاد به «مهدويت» تعبير شده است. طبق روايات صحيح السند و متواتري که تمام مذاهب اسلامي آن را در معتبرترين کتاب‌هاي خود نقل کرده‌اند، در آخر الزمان شخصي که همنام رسول خدا صلي الله عليه وآله و از نسل آن حضرت است، ظهور نموده و جهان را که پر از ظلم و جور شده است، سرشار از عدالت و داد خواهد کرد .

در طول تاريخ اسلام جز اندکي که مخالفت آنان تأثيري در اصل اعتقاد مهدويت ندارد، تمام مسلمانان بر اصل ظهور چنين شخصي اجماع دارند ؛ اما در برخي از جزئيات آن اختلافاتي ديده مي‌شود.

شيعيان و پيروان اهل بيت عليهم السلام اعتقاد دارند که حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از فرزندان امام حسن عسکري عليه السلام است و در سال 255 هجري قمري به دنيا آمده است. بر خلاف اهل سنت که معتقدند در آينده و نزديک به زمان ظهور به دنيا خواهد آمد .

ما در اين مقالات کلمات برخي از علماي اهل سنت را نقل خواهيم کرد که تصريح کرده‌اند حضرت مهدي عليه السلام فرزند امام عسکري در سال 255 هجري قمري به دنيا آمده است.

هر چند که اکثر آن‌ها بعد از تصريح بر تولد آن حضرت ، مطالب دروغ ديگري را نيز افزوده‌اند؛ مثل غيبت در سرداب و ... اما آن چه براي ما اهميت دارد و به آن استناد کرده‌ايم ، اعتراف اين اشخاص به تولد فرزند امام عسکري عليه السلام است.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

جشن عروسی پسر مفتی اعظم عربستان در روز عاشورا

در شرایطی که مفتی های وهابی، در توجیه شراب خواری دولتمردان سعودی و بوسیدن دست و گونه زنان غربی در ملاقات های رسمی و غیر رسمی، رعایت اصول معاشرت و احترام گذاشتن به فرهنگ و عقاید غربی ها را بهانه می کنند، مفتی اعظم عربستان در سالروز شهادت سیدالشهدا (ع) و سوگواری شیعیان در عزای فرزند پیامبر (ص) برای پسرش جشن سالگرد ازدواج گرفت و همکیشانش را به جشن و پایکوبی فراخواند.

عمر، پسر کوچک این شیخ عاشورای سال پیش ازدواج کرد و امسال هم جشن سالگرد گرفت. این مراسم در باشگاه سفارتخانه های ریاض برگزار شد.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

عمر و ابوبكر قبل از اسلام چگونه بودند؟

پاسخ: ابوبكر پيش از اسلام(به نقل از منابع اهل سنت)
ابوبكر بن ابي قحافه از طايفه تميم است و اين طايفه قبل از اسلام موقعيتي نداشت.وقتي كه ابوبكر بر سر كار آمد , ابوسفيان گفت :چه شده است كه حكومت به دست ذليل ترين و كم جمعيت ترين طايفه افتاده است ؟
ابوقحافه پدر ابوبكر و پسرانش، از بردگان عبدالله بن جدعان و از تبار حبشي بودند و هنگامي كه ابوبكر از بردگي آزاد شد نام او را عتيق گذاشتند.( الطبقات ج 3 ص 170.)
عبد الله بن جدعان صاحب بزرگترين كانون جهت توليد اطفال و كودكان ( غير مشروع ) بود. او مالك دهها كنيزي بود كه آنان را به مردان عرضه مي كرد كه از آنان حامله مي شدند سپس كودكان را به پدران يا به بيگانگان مي فروخت. (مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ج 5 ص 254- المعارف ابن قتيبه ص 576. - مروج الذهب مسعودي ج 2 ص 282.)
بنا به نوشته مورخان، ابوبكر پيش از اسلام به بازرگاني (در رشته بزازي) اشتغال داشت. ولي بر پايه برخي روايات او شير دوشي مي كرد و از اين راه درآمد به دست مي آورد برخي مورخان نيز گفته‌اند وي كسب و كاري بي اهميت داشته است.

عمر قبل از اسلام (به نقل از منابع اهل سنت)
شغل اصلى او چنانكه تاج العروس از آن نام مى برد مبرطش بوده است . سپس مبرطش را چنين معنا مى كند : مبرطش كسى بوده است كه براى كسانى كه مى خواستند الاغ كرايه كنند دلالى مى كرده و برايشان الاغ تهيه مى كرده است .
عمر بن الخطاب طبق شهادت بزرگان اهل سنت ، از كساني بود كه در برابر دين اسلام و پيامبر گرانقدر اسلام مقاومت شديدي مي‌كرد و هر كسي را كه مسلمان مي‌شد آزار و شكنجه قرار مي داد ؛ تا آن جا كه بسياري از مشركين از ترس وي اسلام نمي‌آوردند و يا اسلام خود را مخفي مي‌كردند و اگر اسلام آنان علني مي شد توسط عمر بن خطاب شكنجه مي‌شد .
عبد الله بن عامر بن ربيعه از مادرش ليلى نقل مى كند كه گفت : عمر از سختگير ترين مردمان در مورد اسلام آوردن ما بود ( مانع ما مى شد ) ؛ وقتى كه خواستيم به حبشه برويم عمر به نزد من آمد در حاليكه من بر شترى بودم و مى خواستم كه به راه بيفتم ؛ پس گفت : اى أم عبد الله به كجا مى روى ؟ پاسخ دادم : شما ما را به خاطر دينمان آزار داديد ؛ پس در زمين خدا به جايى مى رويم كه به خاطر بندگى خدا آزار نشويم ! پس گفت : خدا همراه شما باشد ؛ پس شوهرم عامر بن ربيعة به نزد من آمد و او را از آنچه كه ديده بودم يعنى آرام شدن عمر ، با خبر كردم ؛ پس او به من گفت : آيا اميد دارى كه اسلام بياورد ؟ پاسخ دادم : آرى ؛ گفت : قسم به خدا او اسلام نمى آورد تا اينكه الاغ خطاب هم اسلام آورد ( يعنى حتى اگر الاغ هم اسلام بياورد او اسلام نمى آورد ) از بس كه بر مسلمانان سخت گير بود .(تاريخ الإسلام ، ذهبي ، ج1 ،‌ ص181 و الكامل في التاريخ ، ج2 ،‌ ص 84 و البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 3 ، ص 100 و المستدرك ، الحاكم النيسابوري ، ج 4 ، ص 58 – 59 و السيرة النبوية ، ابن كثير ، ج 2 ، ص 32 – 33 و سيرة النبي (ص ) ، ابن هشام الحميري ، ج 1 ، ص 229 و ... ).



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ابوبكر و عمر پيش از اسلام

برای اینکه با شخصیت آندو قبل از اسلام آشنا شویم به داستان زیر توجه فرمایید
روزى أبوبكر به عمر برخورد نمود ، در حالى كه وى كنیز مسلمان بنى مؤمّل (1) را شكنجه مى داد تا دست از اسلام بردارد ، عمر در آنزمان مشرك بود و او را مى زد و چون خسته شد گفت : من از تو معذرت مى خواهم فقط بخاطر خستگى رهایت كردم (2)
و عمر از وضعیّت خود قبل از مسلمان شدن چنین پرده بر مى دارد : از اسلام دورى مى جستم و در جاهلیّت از شراب جدا نمى شدم و شراب را بسیار دوست داشتم و مایه سرور و نشاط من بود (3) .

امّ عبدالله ، دختر حشمة از روش عمر در زمان جاهلیّت چنین مى گوید : از او بلاء و اذیّت و خشونت به ما مى رسید (4) . و از كارهاى دیگر او در این میدان كه نشانگر سر دسته بودن او در طومار شكنجه گران مسلمانان مى باشد این است كه ، چون « حتنه » مسلمان شد بسویش حمله برد و او را بشدّت لگدكوب كرد ، و چنان ضربه اى به صورت خواهر مسلمانش زد كه چهره او غرق در خون شد (5)
[1] ـ گروهى از بنى كعب بودند .
[2] ـ سیره ابن دحلان 339 ج 1 ، سیره ابن هشام 211 ج 1 ، ألسّیرة الحلبیّه ، 300 ج 1 ، ألمحبر 184 ، سیره ابن كثیر 493 ج 1 .
[3] ـ سیره ابن دحلان 371 ج 1 .
[4] ـ عبقریّة عمر ، ألعقّاد ، 32 .
[5] ـ طبقات ابن سعد 191 ج 2 .



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

پاسخ به نظر یکی از بازدیدکنندگان

سلام بر شما. اگر میفرمائید خلافت بعد از پیغمبر بر علی مستحق تر بود و یا به قولی علی بهتر از پس خلافت بر میآمد، در اینصورت حرف درست و بر حقی زده اید، اما اگر اعتقادتان بر این است که خلافت مخصوص علی بود و بر ابوبکر و عمر حرام بود در اینصورت شما کاملا در اشتباهید. چون اگر امر خلافت مخصوص حضرت علی بود خداوند چه باکی داشت که این امر را در قرآن نیاورد؟؟

درضمن این بحث برای هزار و اندی سال پیش است، چرا ما باید در این زمان بحثی را بکنیم که هم ربط خاصی به این زمان ندارد و هم بدتر موجب تفرقه میشود، در این حالت تنها کسانی که سود میبرند دشمنان اسلام و طواغیت این زمان هستند. ابلیس همین را میخواهد، تفرقه و نزاع بین امت مسلمین و در نهایت تاخیر ظهور مهدی...

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پاسخ مدیر وبلاگ:

با سلام من نمیگم خلافت بر حضرت علی مستحق بود بلکه واقعه قدیر و آیات زیادی که در توصیف ایشان در قرآن نازل شده دلیل محکمی بر امامت بعد از پیامبر هست.

ما شیعیان اعتقاد داریم پیامبر عصمت داشت و الان هم دارای عصمت هست.

وقتی میگوییم عصمت یعنی تمام فعلهایی که پیامبر انجام میداد با دستور خدا بود و هیچ گونه شک و تردیدی نباید در این مورد داشت.

اگر اعتقاد داشته باشیم که پیامبر بدون اجازه خدا کاری انجام نمیداد پس واقعه قدیر نیز به دستور خدا بود.

و آبات زیادی که در فضل حضرت علی نازل شد مانند آیه زکات که ذکر شده:

 

اِنِّما وَليُّكُمْ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصلَّوهَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاهَ وَ هُمْ راكِعُونَ

 

در اینجا ولی هر معنایی بدهد چه دوست چه جانشینی

 

اگر معنی ولی را دوست در نظر بگیریم: دوست شما خدا پیامبر و در ادامه آیه میخوانیم کسانی که در نماز زکات دادند هست که همان دوستی که با خدا داریم باید با حضرت علی داشته باشیم.

 

 

اما اگر معنی ولی را سرپرست در نظر بگیریم:

 

سرپرست شما خدا پیامبر و در ادامه آیه میخوانیم کسانی که در نماز زکات دادند هست که همان سرپرستی که با خدا داریم باید با حضرت علی داشته باشیم.

 

این خود دلیلی بر سرپرستی و ولی بودن اهل بیت بر مسلمانان هست. که به طور واضح مشخص کرده که چه کسانی حق ولایت را دارا هستند. (مخصوصاً به اعتراف علمای اهل سنت).

 

در ادامه شما گفتید که چرا علنی در قرآن ذکر نشده؟ الان شما به بنده از قرآن ثابت کنید که خداوند فرموده که نماز صبح دو رکعته. آیا شما قادر هستید فقط یک آیه بیاورید که خدا فرموده نماز صبح چند رکعته.

 

شما گفتید که چرا الان بعد این همه سال باید حرف این مسائل زده بشه و چه سودی داره؟

 جواب من به شما اینه که اگر با ذکر واقعیات منابع اهل سنت و ثابت کردن مذهب شیعه به تمام ادیان اول حق خود نسبت به دین را ادا کردیم دوم با ثابت شدن کفر خلفای اهل سنت حق بودن امامت و مذهب شیعه ثابت میشود و مشخص می گردد که اهل سنت به اشتباه مسیر را انتخاب نموده اند و با گفتن واقعیت مذهب ساختگی اهل سنت میتوانیم حق بودن امامت را ثابت کنیم.

 

در ضمن اینکه میگویید تفرقه تفرقه باید به شما بگم که کسی تفرقه انداخت که بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص) تلاش به ایجاد فرقه های مختلف نمود نه ما که از مذهب خود دفاع می کنیم.

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر بازدیدکننده

 

بسم الله النور
با این عقایدی که شما دارید فکر نمیکنم بحث من و شما مفید باشه، اما فقط جواب اینهایی که گفتید رو میدم و مرخص میشم. حضرت محمد درود خداوند بر او، معصوم بود یعنی خودش را از انجام گناه حفظ میکرد ولی به این معنا نیست که او در طول عمرش هیچ اشتباهی انجام نداده باشه، اصلا انسان نمیتواند به دور از خطا باشد. اگر قرآن را با دقت بخوانی چند آیه هست که بیان میکنه پیغمبر چندبار اشتباهاتی انجام داده. در واقعه ی غدیر پیغمبر میخواست با حرفش بفهمونه که بعد از من اگر علی خلیفه بشود بهتر است وگرنه اگر دستور خدا بود باکی نداشت از اینکه بخواد مستقیم بیان کنه. به عقیده شما پیغمبر هر فعلی که انجام میداد دستور خدا بود؟ پس اگر میخواست برود حمام اول خداوند به او وحی میکرد که برود حمام؟ این عقاید تعصبی شما چه فرقی با عقاید خرافی وهابیت گمراه دارد؟ حضرت علی فرمود من بیزارم از کسی که بخواهد مرا بیش از حدی که هستم تعریف کند پس شما حضرت محمد و اهل بیت او را از خود بیزار نکنید همانطور که بعضی مسیحیان عیسی را با تعاریف بیجای خود از خود بیزار میکردند و او را خدا میخواندند. نکته ی بعد اینکه رکعت نماز صبح یک چیز اساسی و مهم نیست که خداوند بخواهد در قرآن بیان کند ولی امامتی که شما بیان میکنید اگر وجود داشت یک امر بسیار مهم و کلیدی بود و باید خیلی صریح در قرآن بیان میشد. من به شخصه امامان بعد از پیغمبر رو بسیار دوست میدارم چون هم اجداد بنده بودند و هم انسان های شریفی بودند و هم به خاطر احترام به صحابه پیغمبر عمر و ابوبکر را دوست دارم. من وظیفه ی خود را ادا کردم تا شما را از راه اشتباه تفرقه افکنی و تعصب بی فایده آگاه کنم حال میخواهید در راه خود بمانید و یا نمانید...

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پاسخ مدیر وبلاگ:

به زودی

sunnicloob.blogfa.com



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

اثبات کفر عایشه با استناد به جنگ جمل

خدای عزوجل در رابطه با همسران پیامبر (ص) می فرماید:

 

وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتینَ الزَّکاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ 

 

و در خانه های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید.

آیه ۳۳ احزاب

 

این آیه به صراحت به همسران پیامبر دستور می دهد در خانه بمانند و خدا و رسولش را اطاعت کنند به جرات می توان گفت همه همسران پیامبر به جز عایشه و حفصه به این آیه عمل کردند و تا پایان عمرشان از خانه خویش خارج نشدند اما عایشه خلاف این آیه عمل کرد و برای جنگ با خلیفه زمانش خروج کرد

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

نزول ۳۰۰ آیه قرآن در شأن امام علی(ع)/علی(ع) در آینه قرآن و روایات

آیه تطهیر

مراد بخشی از آیه ۳۳ سوره احزاب است: إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (خدا فقط می خواهد آلودگی را از شما خاندان پیامبر بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.) به نظر بسیاری از مفسیران اهل سنت و همه مفسران شیعه، منظور از اهل بیت(ع)، حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هستند.

sunnicloob.blogfa.com



منبع این نوشته
برچسب ها : امام ,
اشتراک گذاری مطلب

لعنت و سب کردن بدعتگذاران

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ‏ كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِي الْآخِرَةِ.

از حضرت امام صادق (عليه السلام) حديث شده است كه فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) فرموده است:هر گاه پس از من اهل ريب و بدعت را ديديد بيزارى خود را از آنها آشكار كنيد، و بسيار بآنها دشنام دهيد،و در باره آنها بد گوئيد، و آنها را با برهان و دليل خفه كنيد كه (نتوانند در دل مردم القاء شبهه كنند و) نتوانند بفساد در اسلام طمع كنند، و در نتيجه مردم از آنها دورى كنند و بدعتهاى آنها را ياد نگيرند، و خداوند در برابر اين كار براى شما حسنات بنويسد و درجات شما را در آخرت بالا برد.


الكافي (ط - الإسلامية)ج‏2 ص 375



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

بدعت گذار احترام ندارد ای جماعت منحرف کم حرف ادب بزنید

امام باقر عليه السلام :
ثَلاثَةٌ لَيْسَ لَهُمْ حُرْمَةٌ: صاحِبُ هَوىً مُبْتَدِعٌ، وَ الاِْمامُ الجائِرٌ، وَ الفاسِقُ الْمُعْلِنُ بِالْفِسْقِ؛


امام باقر عليه السلام :
سه گروه، احترام ندارند: هواپرستِ بدعت گذار (كه به نام دين و به كام خود، احكام خدا را تغيير مى دهد) و پيشواى ستمكار، و فاسقى (بدكارى) كه علنى هرزگى مى كند.

وسائل الشيعة، ج 8، ص 605، ح 5.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

عایشه و رضاع کبیر

يكى ديگر از شاهكارهاى عايشه اين است كه مى‏گفت:

زن مى‏تواند پسر بالغى را شير دهد و با اين شير دادن، آن پسر به منزله فرزند او مى‏باشد! او براى اين ادعايش هم به قرآن (!) و هم به سنت استشهاد مى‏كرد.

الف - قرآن عايشه مى‏گويد:

كه آيه رضاع كبير يعنى زنى جهت محرم شدن، پسر بزرگى و يا مردى را شير دهد!



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

اجرای احکام دست معصوم است

امیرالمومنین به شریح فرمود:

فَإِیَّاکَ أَنْ تُنَفِّذَ فِیهِ قَضِیَّةً فِی قِصَاصٍ، أَوْ حَدٍّ مِنْ حُدُودِ اللّهِ، أَوْ حَقٍّ مِنْ حُقُوقِ الْمُسْلِمِینَ حَتّی تَعْرِضَ ذلِکَ عَلَیَّ
إِنْ شَاءَ اللّهُ، وَلَا تَقْعُدَنَّ فِی مَجْلِسِ الْقَضَاءِ حَتّی تَطْعَمَ.



امیرالمومنین به شریح فرمود:


پس بپرهیز که در امر قضاوت در خصوص قصاص یا حدی از حدود خدا ویا حقی از حقوق مسلمانان،حکمی را نافذ گردانی تا این که بر من عرضه کنی ان شا الله ،و هیچ وقت در جایگاه قضاوت نشین،تا این که غذا بخوری.

التهذیب، ج ۶، ص ۲۲۵، ح ۵۴۱
الفقیه، ج ۳، ص ۱۵، ح ۳۲۴۳
الوافی، ج ۱۶، ص ۹۰۹، ح ۱۶۳۸۱
الوسائل، ج ۲۷، ص ۲۱۱، ح ۳۳۶۱۸
وفیه، ج ۱۸، ص ۳۴۳، ذیل ح ۲۳۸۰۹



منبع این نوشته
برچسب ها : شریح فرمود ,
اشتراک گذاری مطلب

احکام خدا دست معصوم

حدیث در باب اینکه احکام خدا دست معصوم اجرا میشود

عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّهِ علیه السلام، قَالَ: «لَمَّا وَلّی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صلی الله علیه و آله شُرَیْحاً الْقَضَاءَ، اشْتَرَطَ عَلَیْهِ أَنْ لَا یُنْفِذَ الْقَضَاءَ حَتّی یَعْرِضَهُ عَلَیْهِ».

التهذیب، ج ۶، ص ۲۱۷، ح ۵۱۰
الوافی، ج ۱۶، ص ۸۸۸، ح ۱۶۳۴۶

الوسائل، ج ۲۷، ص ۱۶، ح ۳۳۰۹۰.



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

قضاوت های امام علی ع

مردی دو همسر داشت که هر دوی آن از ان مرد آبستن شدند و در یک شب فرزند خود را به دنیا آوردند که یکی پسر و دیگری دختر آوردندفردای آن روز هر دو هوو بر سر اینکه کدام پسر به دنیا آوردند با هم دعوایشان شد و هر کدام ادعا میکردند که

sunnicloob.blogfa.com



منبع این نوشته
برچسب ها : دنیا آوردند ,
اشتراک گذاری مطلب

سقيفه

کم يا زياد بودن پيروان يك مذهب ،‌هرگز نمي‌تواند ملاك بر حق يا بر باطل بودن آن مذهب باشد ؛ زيرا :
اولاً :
اگر چنين استدلالي صحيح باشد ، بايد دين اسلام نيز كه در قبال كفار جمعيت بسيار كمتري دارد ، بر باطل و جمعيت كفر بر حق باشد ؛
ثانياً :
خداوند در بيشتر آيات قرآن اكثر مردم را غير مؤمن ، نادان ، جاهل ، ناسپاس ، كافر و .... معرفي مي‌كند . با اين‌حال چگونه مي‌توان گفت كه زياد بودن جمعيت ملاك حقانيت است ؟

أَكْثَرُهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ . البقره / 100 .


وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ . يوسف / 106 .


أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ . الأنعام / 37 و انفال / 34 و يونس / 55 و النحل / 75 و النحل / 101

أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ . الأنعام / 111 .


وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ . الأعراف / 17 و يونس / 60


وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ . النحل / 83 .

ثالثاً :
امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه مي‌فرمايد :
لا تستوحشوا في طريق الهدي لقلة أهله .

رابعاً :
طبرانى و سيوطى و ذهبى نقل مى‏كنند : كه رسول‏اكرم ( ص ) فرمود : هيچ امّتى پس از پيامبرش با هم اختلاف نكردند ، مگر اين كه گروه باطل آن‏ها بر گروه حقّ پيروز شدند ؛ « ما اختلفت امّة بعدنبيّها إلّا ظهر أهل‏باطلها على‏أهل‏حقّها »


المعجم‏الأوسط ، ج 7 ص 370 ، الجامع الصغير للسيوطي ، ج 2 ص 481 ، مجمع الزوائد ، ج 1 ص 157 ، سير أعلام النبلاء ، ج 4 ص 311 ؛ تذكرة الحفاظ ، ج 1 ص 87 .

با توجّه به اين حديث ، اختلافات شديد در سقيفه وپيروزى ابوبكر و عمر را چگونه توجيه مي کنيد .

 

 

sunnicloob.blogfa.com

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

بدعت گذار احترام ندارد ای جماعت منحرف کم حرف ادب بزنید

امام باقر عليه السلام :
ثَلاثَةٌ لَيْسَ لَهُمْ حُرْمَةٌ: صاحِبُ هَوىً مُبْتَدِعٌ، وَ الاِْمامُ الجائِرٌ، وَ الفاسِقُ الْمُعْلِنُ بِالْفِسْقِ؛


امام باقر عليه السلام :
سه گروه، احترام ندارند: هواپرستِ بدعت گذار (كه به نام دين و به كام خود، احكام خدا را تغيير مى دهد) و پيشواى ستمكار، و فاسقى (بدكارى) كه علنى هرزگى مى كند.

وسائل الشيعة، ج 8، ص 605، ح 5.

 

sunnicloob.blogfa.com



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

عایشه و رضاع کبیر

يكى ديگر از شاهكارهاى عايشه اين است كه مى‏گفت:

زن مى‏تواند پسر بالغى را شير دهد و با اين شير دادن، آن پسر به منزله فرزند او مى‏باشد! او براى اين ادعايش هم به قرآن (!) و هم به سنت استشهاد مى‏كرد.

الف - قرآن عايشه مى‏گويد:

كه آيه رضاع كبير يعنى زنى جهت محرم شدن، پسر بزرگى و يا مردى را شير دهد

 

sunnicloob.blogfa.com



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

حلیت زنا دادن با سگ!

هشدار این مطلب در رد عقاید اهل سنت و جماعت آورده شده و عقیده مذهب حقه تشیع نمی باشد.
 فتوایی جالب و صد البته بسیار شرم‌آور در باره زنى است که به سگ زنا مى‌دهد و ترویج سکس با حیوانات را میدهد،ابن حزم اندلسى در این باره مى‌نویسد:

وَأَمَّا الزِّنَى: فَإِنَّ الْمَالِكِيِّينَ - يَحُدُّونَ بِالْحَبَلِ وَلَعَلَّهُ مِنْ إكْرَاهٍ - وَيَرْجُمُونَ الْمُحْصَنَ إذَا وَطِئَ امْرَأَةً أَجْنَبِيَّةً فِي دُبُرِهَا، أَوْ فَعَلَ فِعْلَ قَوْمِ لُوطٍ - مُحْصَنًا كَانَ أَوْ غَيْرَ مُحْصَنٍ - وَلَا يَحُدُّونَ وَاطِئَ الْبَهِيمَةِ - وَلَا الْمَرْأَةَ تَحْمِلُ عَلَى نَفْسِهَا كَلْبًا - وَكُلُّ ذَلِكَ إبَاحَةُ فَرْجٍ بِالْبَاطِلِ، وَلَا يَحُدُّونَ الَّتِي تَزْنِي - وَهِيَ عَاقِلَةٌ بَالِغَةٌ مُخْتَارَةٌ - بِصَبِيٍّ لَمْ يَبْلُغْ، وَيَحُدُّونَ الرَّجُلَ إذَا زَنَى بِصَبِيَّةٍ مِنْ سِنِّ ذَلِكَ الصَّبِيِّ.
 
(الكتاب: المحلى بالآثار ج12 ص 60-61،المؤلف: أبو محمد علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الأندلسي القرطبي الظاهري (المتوفى: 456هـ)،الناشر: دار الفكر - بيروت،الطبعة: بدون طبعة وبدون تاريخ،عدد الأجزاء: 12)

اما زنا: مالکى‌ها (زن بى‌شوهرى را) که حامله شده، حد مى‌زنند؛ هرچند که شاید مجبور به این عمل شده باشد، و مرد همسر دار را که با زن اجنبى از پشت نزدیکى کند سنگسار مى‌کنند؛ همچنین اگر عمل قوم لوط را انجام دهد؛ چه همسر دار باشد یا نباشد .اما اگر با حیوانات نزدیکى کند، حد نمى‌زنند؛ همچنین زنى را که به سگ زنا مى‌دهد، حد نمى‌زنند و همه آن‌ها را حلال کردن فرج براى امر باطل مى‌دانند. و نیز اگر زن عاقل، بالغ و مختارى به کودکى زنا دهد، حد نمى‌زنند؛ اما اگر مردى با دختر خردسال که همسن این کودک (که زن بالغ و ... به او زنا داده) باشد، حد مى‌زنند.


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

تثويب چیست

نیز از حسن بن مسلم روایت مى کند مردى از طاووس پرسید: از کى گفته شد الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ؟   گفت: در زمان پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) گفته   نشده بود، ولى بلال   پس از وفات پیامبر و در زمان ابوبکر شنید که مردى   غیرمؤذن آن را مى گوید   از او فرا گرفت و با آن اذان مى گفت، پس از مدتى   ابوبکر درگذشت و عمر   گفت: کاش بلال را از آنچه پدید آورده نهى مى کردیم و   گویا فراموش کرد و   مردم با آن اذان گفتند تا به امروز.



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

شناسنامه عمر بن خطاب

در بحارالانوار جلد 31 باب مطائن عمر(لع) ص 99 و 100 و در كتاب لسان الواعظين ص 357 از محمد بن شهر آشوب مازندراني وغيره از روات در ملل و نحل و مثالب الصحابه (جلد دوم خطي از كتاب المناقب اين شهر آشوب است كه متاسفانه هنوز به چاب نرسيده نقل ميكند:

عبدالمطلّب را كنيزي بود حبشيه بنام صهّاك، كه بعضي از اشتران وي را مي چرانيد، و چون بدكاره و فاحشه بود، روزي غلامي بنام نفيل با نضله بن بني هاشم و هشت نفر ديگر در چراگاه به صهّاك رسيدند و با او درآويختند.

بعد از مدتي(از 10 نفر و صهّاك) پسري بدنيا آمد، صهّاك او را خطّاب (پدر عمر) نام نهاد و اغلب نزد باديه نشينان بود تا بحّد رشد وبلوغ رسيد. روزي خطاب در جواني شيطان او را وسوسه كرد با مادر بدكاره اش(صهّاك) جمع ميشود. صهّاك از فرزندش (خطّاب) حامله گشت و دختري زائيد در فنداقه پشمي پيچيد و او را در مزيله اي انداخت، هشام ابن مغيره ابن وليد از آنجا مي گذشت آواز آن دختر ناپاك زاده در مزبله را شنيد، بر او رحم كرده بر خانه آورد و تربيتش نمود، او را حنتمه نام نهاد.

چون بر سر حدّ بلوغ رسيد روزي خطّاب (پدر نامشروعش) را نظر بر او (دخترش، حنتمه) افتاد به او اظهار عشق نمود و او را از هشام بن مغيره به نكاح طلبيد بعد از رواج، عمر بن خطّاب(لع) از ايشان بدنيا آمد.

 ۱) صهّاك هم مادر خطّاب است هم همسر خطّاب!

۲) حرام زاده بود (از 10 پدر و يك فاحشه) و هم پدر عمر(لع) وهم دائي عمر(لع) مي باشد چون كه خطّاب وحنتمه (مادر عمر) از يك رحم (صهّاك) مي باشد!

۳) حنتمه: دختر صهّاك است چون از رحم وي بوده وهم نوه صهّاك است بجهت اينكه دختر خطّاب و خطّاب پسر صهّاك است و هم مادر عمر(لع) است وهم خواهر عمر(لع) چون حنتمه و عمر از يك پدر(خطّاب) هستند و عمّه عمر نيز ميباشد چون هر دو(خطّاب وحنتمه) از يك رحم (صهّاك) مي باشد!



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

احکام مخالفت با دستورات قرآن

الحمد لله وسلام على  عباده الذین اصطفى


اینها عقایدی در چهارچوب قرآن کریم هستند که ربطی به هیچ مسلکی یا عقیده کسی ندارد ، و برهر مسلمان فراگیری این اعمال و عمل کردن به آنها فرض است هر مسلمان باید در این چهار چوب واصول قرآنی به کسب علم و دانش و به زندگی روز مره خویش بپردازد

 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

اثبات کفر عایشه

 امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

«رب تالی القرآن و القرآن یلعنه».(1)

چه بسا تلاوت کنندة قرآن که قرآن لعنتش می‌کند

 

 وقتی از حضرت سئوال شد آنان کیانند فرمود: کسانی که قرآن را می‌خوانند اما به آن عمل نمی‌کنند

 

همچنین می‌فرماید:

«من قراء القرآن من هذه الامه ثم دخل النار فهو ممن کان یتخذ بآیات الله هزوا». (2)

کسی که قرآن رابخواندولی به آن عمل نکندبه آتش دوزخ دچار خواهد شد چرا که گوئی در دنیا به تمسخر قرآن مشغول بوده است.

 

1 ـ بحارالانوارجلد11ص223

2 ـ جامع‌الاخبار ص 56.



منبع این نوشته
برچسب ها : قرآن , القرآن ,
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است